نظیره های پر کاربرد نیاز به پیشرفت
الف- نظريه نياز هنري موري :
پدر نظريه نياز نوين هنري الکساندر موري است وي نخستين فردي بود که در کتاب شخص شناسي خود موضوع نياز به پيشرفت را مطرح کرد . وي اگر چه اولين نفري نبود که معتقد بود نيازهاي بنيادي نقش تعيين کننده اي در شخصيت برجاي مي گذارند ولي به علت تلاش هاي وي اورا به عنوان باني نظريه نياز نوين مطرح مي کنند. موري به عنوان يک روانکاو نتيجه گيري نمود که عقايد فرويد در تاکيد بر روي نيروهاي انگيزشي ناخوداگاه کاملا صحيح و مهم ترين نيروهاي شخصيت از نظر او عبارتند از :
نيازها ( انگيزه هاي دروني ) و فشارها ( محرک هاي بيروني ).
موري در کتاب خود از نيازهاي بيست گانه انسان نام مي برد . او يکي از مهم ترين نيازها را نياز براي پيشرفت ميداند. موري براي سنجش اين نياز و همين طور ساير نيازهاي خود از مجموعه تصاوير مبهمي استفاده مي کرد که موقعيت هاي معمولي گوناگوني را مجسم مي کنند که ازمون اندر يافت موضوع يا TAT نام داشت.
موري فهرستي از بيست نياز، که به نظر او عمده ترين نيازهايي هستند که جنبه انگيزشي دارند، تنظيم کرد .
يکي از اين نيازها که مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته و پژوهش هاي متنوعي را به دنبال داشته است، نياز به پيشرفت است ،که به اعتقاد واينر نشانه هاي رفتاري زير را به همراه دارد
براي به انجام رساندن کاري دشوار به گونه اي پردوام، سخت، پيگير و بي امان تلاش کردن.
در راستاي هدفي دوردست و بزرگ همه مساعي خويش را به کار گرفتن و با همه وجود تان خود را وقف ان هدف کردن.
در برنده شدن مصمم بودن.
براي به انجام رساندن هرکاري به بهترين شيوه تلاش کردن.
از رقابت جدي لذت بردن .
به واسطه حضور ديگران بر پيشگام بودن , برانگيخته شدن.
نيروي اراده خويش را به کار بستن و برملالت و خستگي چيره شدن.
موري نيازهاي انساني را شناسايي کرد و ان ها را به دو گروه کلي تحت عنوان نيازهاي اوليه و ثانويه طبقه بندي نمود. نيازهاي اوليه مبناي بيولوژيکي دارند و به تقاضاهاي جسماني شخص مربوط ميباشند. نيز به تنفس, اب , غذا, مسايل جنسي و از اين قبيل را در بر مي گيرد.به راحتي مي توانيم براي شناسايي نيازهاي جسماني يا نيازهاي اوليه به وضعيت هاي جسماني و حالات زيستي شخص تاکيد کنيم . در تقسيم بندي موري نيز نسبت به نيازهاي اوليه اتفاق نظر وجود دارد ولي توافق اندکي براي نيازهاي ثانويه وجود دارد. زيرا که موري نيازهاي ثانويه را اکتسابي دانسته و تاثيرات اجتماع را در شکل گيري اين نيازها حايز اهميت مي داند. از مهم ترين نيازهاي ثانويه موري مي توان به نياز پيشرفت اشاره کرد. اين نياز را موري به عنوان يکي از معيارهاي شناسايي وضعيت رواني فرد مطرح مي کند و اعتقاد دارد که از طريق شناسايي نياز به پيشرفت ،حصول به وضعيت رواني سهل تر مي شود و به راحتي مي توانيم ديگر نيازهاي رواني را مورد شناسايي قرار داد. يک فهرست جامع نيازهاي انسان که موري و ديگران مطرح نمودند توسط واينر در سال 1987 مورد بررسي قرار گرفته است. وي مطرح مي کند که سه نياز از اهميت بالاتري برخوردار است: نياز به پيشرفت , نياز به پيوند جويي , نياز به عادت. رويکرد موري تحقيقات فراواني را به وجود اورد و همواره پژوهشگران به دنبال ازمون نظريه هاي او در زمينه نيازها بودند. يکي از اولين افرادي که در زمينه نيازهاي موري تحقيقات فراواني را صورت داد, ديويدمک کله لند بود.
ب- نظريه مک کله لند:
به دنبال موري, مک کله لند به بيان اين انگيزه پرداخت , اهميت کارهاي مک کله لند عمدتا به خاطر مطالعات نظري و روش شناسي او در باب اين انگيزه است. مک کله لند از همان ابتدا متوجه اين گونه پرسش هاي گسترده بود که چگونه مي توان انگيزه پيشرفت را در فرد و جامعه نشان داد؟
چگونه انگيزه افراد جامعه در ارزش هاي اجتماعي چيره ان جامعه منعکس شده و چگونه اين ارزش ها به سازه هايي مانند رشد اقتصادي و ساختار سياسي و الگوهاي فرهنگي مربوط شده اند. به پيشنهاد او تفاوت در سطح انگيزه براي پيشرفت تا حدود زيادي مسئول الگوهاي رشد و سقوط اقتصادي بوده است و در مجموع مطالعه منحصر به فردي براي اثبات پيشنهاد خود تلاش کرد. از انجا که مک کله لند در بيان مفاهيم خودش پيرو الگوي يادگيري ( بيشتر رفتار گرايانه ) است, مفاهيم وي بسيار قرين و نزديک به رفتارگرايان است, هال که يکي از نظريه پردازان رفتاري است , يادگيري را به معناي کاهش نياز مي دانست, مک کله لند هم موجود زنده را يک موجود در جهت كاهش نياز معرفي كرد(كومبز و ويسلر،1989).انگيزه پيشرفت را براين اساس مي توان انگيزه اي گرايشي دانست و با توجه به مفاهيم بالا اين گونه توضيح داد که لذت بخشي يا تقويت مثبت از موقعيت پيش امده باعث مي شود گرايش افراد در انجام ساير امور مشابه گسترش يابد يا به عبارتي فرد از موقعيت پيش امده لذت ( تقويت مثبت ) ببرد. سپس در جستجوي تکرار اين تقويت ها گرايش به موقعيت هاي ديگري پيدا خواهدکرد که اورا به آن هدف برساند. مک کله لند، مطالعات گسترده اي را در زمينه نياز به پيشرفت انجام داد, او معتقد بود نياز به پيشرفت ، سايقي است که مي تواند رفتار را تقريبا در همه موقعيت ها نيرومند ساخته و هدايت کند و با پژوهش هاي خود، ويژگي هاي افراد داراي نياز به پيشرفت زياد و کم را توصيف کرد.
+ نوشته شده در Thu 23 Sep 2010 ساعت توسط محمد رضا مهدوی
|